حكيم ابوالقاسم فردوسى
25
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
سپاسى بر سرم نهاده باشى . و بدين سان آن بت مهربان ، از كراسهاى « 1 » كه به روزگار باستان نوشته شده بود ، اين داستان را بخواند . اكنون تو نيز در آغاز اين سرواد « 2 » ، گوش دار و هوش به دل آور و خِرَد را يار بدار . دادخواهى ارمانيان از خسرو به نام خداوند سپهر گردان ، خداوند تير و مهر . چون كى خسرو به كين خواهى آمد ، گيتى آرايشى دگرگون بيافت . ديگر آن آبروى توران زمين گم شد . تخت شاه ايران به خورشيد برآمد ، بخت با او يار گشت و بر ايرانيان نيز مِهر خود برافكند . روزگار چنان شد كه از نخست بود . روى خود به آب راستكارى بشست . چون كى خسرو به كينهخواهى سياوش پرداخت ، دو بخش گيتى از آن او گشت . [ ليك ] : به جويى كه بگذشت يك روز آب * نسازد خردمند ازو جاى خواب روزى با شادى به شرابخوارى نشسته بود و از پهلوانان سپاه ياد مىكرد . تخت شاه را با ديبا بيآراسته بودند و تاجى از گوهر بر سر نهاده ، جام ياكندى پر از مى به چنگ داشت و دل و گوش خود به آواى چنگ سپرده بود . بزرگان شاهدوستى چون فريبرز - پسر كاووس - و گستهم و گودرز - پسر كشواد - و فرهاد و گيو و گرگين - پسر ميلاد - و شاپور و توس سپاه شكن - پسر نوذر شاه - و رهّام و بيژن رزم زن ، همگى بادهء خسروانى به دست ، در پيش شاه به رامش نشسته بودند . مِى در پيالهها به مانند عقيق يمنى بود و در پيش ايشان گلهاى لاله و نسترن نهاده بودند . كنيزان پرى چهرهاى با زلفان مشكين و خوشبويشان در پيش خسرو بايستاده بودند . همهء آن بزمگاه پر از بوى و رنگ و نگار بود و سالار بار در پيش ايشان كمربسته بود .
--> ( 1 ) - كراسه به پارسى به معناى دفتر است . ( 2 ) - سَرواد به پارسى شعر و كلام منظوم را گويند .